|
|
|
|
|
به نام حضرت مهر آفرین
خدایا ! ای همه آرامش !
من ... من ... من چه می خواهم جز آنکه تو سیرابم کنی ! اینجا هیچ پرتوی بی تابش نگاهت معنایی ندارد ! اینجا اگر پرنده ای پرهای خویش را اوج می دهد ؛ اگر بنفشه ای در دستان زمین قد می کشد ؛ اگر پروانه ای بال های نازنینش را در آغوش دشت پرواز می دهد ؛ اگر صدایی از حنجره های شکسته می تراود ؛ تنها بخاطر مشیت و خواست توست ! اینجا ابرها بی اشاره دستانت باران نمی شوند ؛ دل ها اگر در کوچه های نامردمی می شکنند ، زخم ها اگر در کشتزار روحمان می رویند ؛ تنها به اذن توست ! نه نه ! نمی خواهم جار زننده ی این کلام باشم که تو ... وا ی من ! چه نا زیباست اگر صفت ظالم بودن را به تو نسبت دهم ! وچه بی شرمانه است کلامی که بارش مهربانی های تو را ظلم معنا کند ! من ، همه ی زخم ها ، همه ی درد ها و همه ی لحظه هایی که دلم می شکند را ، چون فرشته ای می بینم که نوازشم می کند ، لطف های تو را یادآورم می شود ، دستانم را می فشرد و در آسمان آرامش پروازم می دهد !... اینجا همه چیز به اشاره ی تو می رویند ، با اشاره ی تو پرواز را ترنم می کنند ، با اشاره ی تو زخم می خورند و این همه زیباست ، چرا که از چون تویی ، جز زیبایی نمی توان تصور داشت و اگر پرنده ای بی بال می شود ، اگر دلی میشکند ، اگر زخمی قد می کشد تنها بخاطر آن است تا قطره قطره جاری شویم و شستشو دهیم غبارهای عادت روحمان را ....! ***** یَمحُوا الله ما یَشآءُ وَ یُثبِتُ ، وَ عِندَه ُ اُمُّ الکِتاب خداوند هرچه را خواهد محو و تغییر می دهد ، و اثبات می کند ؛ اصل کتاب آفرینش مشیّت اوست . سوره ی رعد آیه ی 39 |
||
|
+
لحظه ي هبوط انديشه یکشنبه 10 تیر1386ساعت 4:41 به قلم شهاب
|
|
||