
به نام خداوند نی نامه ها
خداوند دل های بی ادعا
سلام دوستان
اینجا کلبه ی مرد اردیبهشت است ، هرچند ممکن است نویسنده ی این سطرها خود فاصله ی نجومی با اردیبهشت داشته باشد !
در دنیای امروز بنای هر کاری مستلزم بهانه است و من شاید در آغاز بنای این بنا ، اینسان که امروز به نتیجه رسیده ام ، هدف دار نبوده ام .
دنیای امروز و ادبیات امروز دو مقوله ای هستند که هیچگاه از هم فاصله نداشته و نخواهند داشت و این ما هستیم که بین آنها خطّ فاصله می گذاریم و البته همه ی این فاصله ها بر می گردد به نوع نگاه و نگرش ما به دنیای امروز و ادبیات آن !
با همه ی این توصیف هایی که بیان شد ، به نظر :
شعر برآمده از دردهایی است که در بطن جامعه قد علم کرده اند و روح شاعر را به مصاف می خوانند؛ دردهایی که هر صبح که از خواب بلند می شوی سلامت می دهند ، با تو همراه می شوند ؛ به کوچه می آیند ، در محل کارت رژه می روند و پا به پای تو لحظه ها را سپری می کنند تا شب ! شب هم تا لحظه ی خواب با تو بیدار می ماند و بعد که تو قصد خواب می کنی در کنارت می خوابد و خواب هایت را از بی قراری هایش لبریز می کند !
شاید این تعریف تلخی از شعر باشد ؛ اما در روزگاری که به قول شاعر هم ولایتی ام سلمان هراتی « عابرانش به آدم نگرانی تعارف می کنند » ، نمی دانم دیگر چگونه باید به شعر نگریست ؟!
البته همچنان که اهالی جدی شعر و ادب می دانند امروزه هم هستند افرادی که تحت لوای دعواهای خودساخته ای همانند « مدرن » و « پست مدرن » و « پسامدرن » و . . . تنها نگاه را به سمت بی راهه می کشانند و بی آنکه به اصل درد بپردازند ، به پوسته ی درد چسبیده اند و با لالایی های زبانی خویش ، خود را به خواب می زنند !
البته اینان هم درد خودشان را دارند ، اما گفتم اینها تنها به پوسته ی درد چسبیده اند و با هیاهوی خویش به گونه ای ، در پی چیزی هستند که عقده های درونشان را ساکت کند .
من فکر می کنم می توان از دردهای مردم نوشت ، با دردهایشان زندگی کرد و با زبان شعر آنچنان دردها را قلم زد که خواننده ی شعر با شنیدنش روحش را زیبا ببیند و با بال شعر به سمت آسمان گشایش ، پرواز را ترنم کند .
باید دقت کنیم که شعر تنها برای شاعران و اهالی ادبیات نیست بلکه شعر برای همه ی آنهایی است که نفس می کشند .
مگر می شود برای یک سپور خیابان شعر گفت و به میزان دریافت او از شعر – هرچند اندک – بی اعتنا بود ؟! . . .
نویسنده ی این سطرها با آنکه به همه ی نو آوری ها احترام می گذارد ، اما آن را در چارچوبی می طلبد که ارتباط با مخاطب را در زیر گامهایش له نکند !
راستی عزیز !
در اینجا در کنار شعرها و نثر نوشته های ادبی ام ، نوشته های سیاسی - اجتماعی خودم و نوشته و نقدهای دیگران در باب ادبیات و جهان امروز را هم به تصویر خواهم کشید .
سخن آخر اینکه نویسنده ی این سطرها هیچ ادعایی بارش نیست و تنها اعتقاد به انصاف دارد و یکرنگی و عاشقانه نقد دیگران در هر باب را خواهد شنید هر چند ممکن است تا ابدالدهر قبولشان نداشته باشد !
پیروزی ما قرین استقلال اندیشه ماست .
بدرود
*****
وبلاگ مرد اردیبهشت اول و پانزده هر ماه به روز خواهد شد
در وادی ادبیات و شعر :
2 ) مژگان عباسی
3 ) علیرضا قزوه
4 ) سعید بیابانکی
5 ) سید حسن حسینی
7 ) فیروزه سودایی
8 ) محمدکاظم کاظمی
9 ) وقایع ابن محمود
10 ) سید علی شفیعی
11 ) زهرا رستمی
12 ) عبدالجبار کاکایی
13 ) شاهین رهنما
14 ) راز آفتاب
15 ) رضا نیکوکار
16 ) آزاده بشارتی
17 ) آرش واقع طلب
18 ) محمد فرخ طلب
19 ) آرش علیزاده
20 ) الهام کیانپور
21 ) صدیقه حسینی
22 ) بهمن محمدزاده
23 ) جواد منفرد
24 ) شهرام میرزایی
25 ) باران سپید
26 ) طاهره کوپالی
27 ) اسماعیل محمدپور
28 ) احسان مهدیان
29 ) فاطمه ترابی
30 ) الهه پروین
31 ) حاتمه سید زاده
32 ) شهرام معقول
33 ) بهمن ارجمند
34 ) مریم علی اکبری
35 ) تازه های ادبی
۳۷ ) روح الله احمدی
۳۸ ) یک دسته اقاقی برای خدا / رها
در وادی دین و اجتماع :
1 ) روستای آیینه
2 ) نیایش کلمات
4 ) گیلک دات نت
اگر دوستانی تا کنون اسمشان در لیست قرار نگرفته می توانند با اشارتی خواسته شان را قرین اجابت ببینند .
در ضمن ممکن است اسم هایی جا مانده باشد که با یاد آوری افزوده خواهند شد .

