به نام خدایی که آرامش بندگانش را دوست تر دارد
همراهان همدل سلام
لحظه هایتان سرشار از طراوت باران باد
1 ) ماه شعبان و لحظه های متبرکش به نام ائمه ی معصوم علیهم السلام ، کم کم به پایان می رسند . در این ماه بسیاری از ما به تعارف هم که شده نگاهی به آسمان انداخته و با خود آرزوی ظهور مهدی موعود را به نجوا نشسته است . اما به راستی کداممان قدمی درست در راستای ظهور آن امام برداشته ایم ؟ کداممان ؟!
نمی دانم ما آدم ها چرا هر روز بدتر از دیروز می شویم و هر روز ادعایمان گنده تر از دیروز در کوچه های هراس قد می کشند بی آنکه بفهمیم . . .
آی راوی !
با توام . دیگران را به کناری بگذار ؛ کلاه خودت را بچسب !
با توام راوی !
تو
تو این روزها چگونه ای ؟! . . .
*****
2 ) گاه گاه از سیاست گفتن به شدت به بهتم می کشاند و در این راستا سخن از دل گفتن را بر هرچیزی ترجیح می دهم . اما گاه هم گریزی نیست که سخن دل با گردوغبار سیاست در هم می آمیزد و بنیان شعری می شود تا شاید تو را به دستان آرامش سپارد .
غزل زیر تقدیم نگاه مهربانتان :
گرفت همهمه ای سرزمین باران را
دروغ شعله کشید آبروی انسان را
وطن به جرم صداقت نفس نفس تب کرد
ولی نشُست کسی دست و پای این جان را
همه به فکر رسیدن به کیش و مات صدا
به قیمتی که فروشند ماه ایمان را
برای چنگ زدن بر مناره ی قدرت
هزار ادعیه بستند کفتر نان را
به راست یا به چپ هم شبیه مرتاضان
به حیله نقش زدند ابرهای بُهتان را
شکست قامت بی ادعای یکرنگی
کسی نخواست بفهمد نگاه وجدان را
هوای حوصله ام از نفاقشان ابری است
چرا که رنج رساندند پیر کنعان را
چرا که هیچ نفهمیده اند تا امروز
پیام سرخ شهیدان این دبستان را . . .
*****
به امید فردایی بهتر برای مردم سرزمینم
شهاب الدین رهنما
۲۷ / ۵ / ۱۳۸۸
«از دوستان عزیزی که مطلب را می خوانند خواهشمندم مطلب را درست و تا آخر بخوانند و یک طرفه به قاضی نروند .»
به نام او که بهترین آرامش دهنده ی دل های خسته است
سلام دوستان
جناب « محسن کدیور » در سایت « روز » مقاله ای دارد تحت عنوان « علی تنها است » .
وقتی این مقاله را خواندم به شدت دلم گرفت و از کور دلی یا بهتر بگویم از خود را به کور دلی زدن این عزیز و افرادی مثل او مجبور شدم تا دیگر بار سفره ی دل را بگشایم .
***
جناب کدیور ، سلام
درست است که کشور در دردهایی شدید غوطه ور است ؛ درست است که در کشور بی عدالتی است ؛ درست است که در کشور انسان هایی یافت می شوند که حتی به نان شب خویش هم محتاجند ؛ . . . اما همه ی این ها بر می گردد به برخوردهای منافقانه ی خیلی ها ازجمله شما و دوستانتان !
راستی چرا علی تنهاست ؟!
چرا نمی خواهیم بفهمیم که تنهایی علی را سببی جز افکار غلط شما و دوستان شما و گروهی از خشک مقدسان چسبیده به قدرت نیست ؟
آقای کدیور !
مگر دوم خرداد برای این به وجود نیامد که مردم برای نان خویش دست به سمت نااهلان دراز نکنند ؟!
مگر دوم خرداد برای این به وجود نیامد که مردم سرزمینم آسایش را با جان و دل خویش لمس کنند ؟ !
شما چه فکر می کنید ؟!
فکر می کنید مردم عاشق چشم و ابروی جناب خاتمی بودند که به ایشان رای دادند ؟!
نه عزیز !
مردم درپی یک ناجی بودند تا آنها را نجات دهد . اما در مقابل دوستانتان چه بلایی بر سر دوم خرداد و مردم این سرزمینم آوردند ؟!
لطفا خودتان را به نفهمی نزنید ؛ من هم خودم را به نفهمی نمی زنم و می دانم که چه قدر مشکل برای دولت دوم خرداد به وجود آوردند و می دانم که چه هیاهوها که ایجاد نشد . اما خود شما هم می دانید که اگر درد مردم تنها بازی های سیاسی فراهم آمده از دولت دوم خرداد بود که مردم به جان دوستشان می داشتند و در ادامه ی راه همراهشان می شد ند .
اما به یقین درد مردم تنها آزادی بیان و انتشار عقیده نبود ! درد مردم تنها این نبود که صبح که بلند می شوند اول ببینند که فلان روزنامه در پی مسائل به وجود آمده در مملکت چه نوشته است ! . . .
آری درد گروهی از مردم آنچیزی بود که بیان شد ، اما به راستی چند درصد از مردم شامل حال این تفکر می شدند ؟! به راستی چند درصد ؟!
.
.
.
و اینک که مردم بعد از نا امید شدن از خاتمی و گروهش به احمدی نژاد روی آورده اند شما دوست ندارید که ایشان برنده ی بازی ای شود که تنها به نفع مردم است . اگر احمدی نژاد در کارهایش پیروز شود دیگر حنای حضراتی مثل شما در نگاه مردم بی رنگ خواهد شد و این همان چیزی است که شما از آن می ترسید .
جناب کدیور !
من هم انتقادهایی به جا و ناگزیر از جناب احمدی نژاد دارم ، اما این دلیل نمی شود که حسن های این حضرت را نبینم و ساده از کنارشان بگذرم ! . . .
***
آری !
این روزها علی تنهاست . علی دنبال یارانی است که همراهش باشند ، او را بفهمند ، حرفهایش را درک کنند و با او همراه شوند !
علی تنهاست چرا که بسیاری از زعمای قوم تنها در پی ثروتهای بادآورده ای هستند که دنیایشان را طلایی کنند !
علی تنهاست چرا که باندهای قدرت تشکیل شده بعد از رحلت امام نمی خواهند علی آنچه را که به صلاح مردم است ، به اجرا درآورد !
علی تنهاست چرا که عده ای دیگر از همین زعمای قوم چنان به قدرت چسبیده اند که انگار اگر روزی آن را گروهی دیگر از دستشان برباید ، آنان نیز هویتشان را از دست خواهند داد !
علی تنهاست چرا که شما نمی خواهید بفهمید همین انتخاباتی که برگزار شد بزرگترین رفراندم سی ساله ی این نظام است و شما چون نفع خویش را در آن نمی بینید ، چشم بسته با آن مخالفت می کنید و این نخواستن شما و دوستانتان سبب دردهایی شد که علی را به شدت رنجاند ، و بسیاری از مردم را در اندوهی ناگزیز گرفتار کرد !
آری
علی تنهاست چرا که دوستان چندین ساله ی علی بنای آن گذاشتند که دیگر علی نباشد تنها بجرم آنکه از کسی حمایت می کرد که در پی درد مردم بود !
جناب کدیور !
در شرایطی اینچنینی که دوستانتان هم شما را تنها می گذارند ، چگونه می توان احساس تنهایی نکرد ؟! آری !
شما خون به دل علی کردید . . .
اما حقیقت چیز دیگری است آقا ؟!
علی تا خدا را دارد تنها نیست !
علی تا مالک را دارد ، تنها نیست !
علی تا سربازانی دارد که تنها برای خدا و رضایت او تنفس می کنند ، تنها نیست !
علی تا در پی انتشار عطر خوش عدالت در جان و دل مردم ستمدیده ای است که فاصله شان به مدد دوستان شما با اغنیا بسیار زیاد شده است ، هیچ وقت تنها نیست !
علی تا خود را وصل قدرت نکرده و آبروی خویش را صرف آسایش مردمی می کند که رنج دیده ی دست های زالو صفتان است ، تنها نیست !
آری !
علی تنها نیست !
تنها شما هستید که دینتان را به دنیا فروخته اید و در دامن شیطان به رقصی آتشین ، به خیال خوابی خوش ، به انتظار نشسته اید !
آری !
علی تنها نیست ، تنها شمایید !
*****
شهاب الدین رهنما
13 مرداد 1388
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ .ن . ۱ :
لازم به ذکر است که نویسنده ی نوشتار بالا برای همه ی ارزش های علمی جناب کدیور احترام قائل است ، هر چند با دیدگاه های سیاسی ایشان همراه و هم جهت نیست !
پ. ن . ۲:
من هیچ وقت دین و ایمانم را به پای اینان نمی ریزم .اما انصاف هم خوب چیزی است .
من با احمدی نژاد مخالف بوده و هستم اما خواهش می کنم حوادث پیش و پس از انتخابات را خوب مرور کنید و مثل خیلی ها یک طرفه به قاضی نروید .
من هم می دانم که چه گندهایی زده شده است اما بی شک همین گندها در گذشته نیز بوده است و امروز کسانی که آن گندها را زده اند داعیه ی گند زدایی دارند که این بسیار نوبر است عزیز !
پ.ن . ۳ :
به دوست عزیزی که خود را شماره ی ۱ معرفی کرده اند :
دوست عزیز ای کاش خود را درست معرفی می کردید یا حداقل نشانی از خود می گذاشتید .
بی شک آن زمانی که من با چشم خودم دیدم که چه بلایی بر سر پدرمرحومم در همان سال های اول انقلاب آمد یا شما هنوز نفس نمی کشیدید یا مثل خیلی ها سکوت را بر هرچیزی ترجیح می دادید .
اما این نکته هیچ چیزی را تغییر نمی دهد ، من این نظام را قبول دارم و حتما شما هم ؛ اما بی شک می دانید که وقتی کار به تخریب و بی انصافی کشیده شد آن وقت دیگر نباید از منافع شخصی سخن گفت ، بلکه باید دید که دیگران همانند برادرت چه کرده اند که اینگونه شده است !
راستی مگر برادرت قبل ار 22 خرداد در مملک نبود ؟! اگر بود پس چرا در آن زمان دستگیر و زندانی نشد ؟!
بیایید کمی نگاهمان را باز کنیم و بدانیم که مشکل نه از احمدی نژاد است نه از موسوی ؛ بلکه مشکل از فرهنگ غلطی است که در ما ریشه دوانده و بر اساس آن همیشه آن چیزی را می خواهیم که به نفع ماست نه نفع دیگران !
بدرود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوستان عزیز :
به جهت طولانی نشدن پست ،
باقی جواب ها را در بخش نظرات نوشته ام .



