|
|
|
|
|
+
لحظه ي هبوط انديشه سه شنبه 23 آبان1385ساعت 0:51 به قلم شهاب
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر همه ی نیک اندیشان همراه ! رباعی زیر حاصل دغدغه های همیشگی من است . امیدوارم پذیرایش شوید :
برلوح دلم اسم تو را حک کردم هرچند غریب کوچه باغی زردم بارهگذر ثانیه ها در دل شب در کوچه ی خاطرات تو می گردم ! |
||
|
+
لحظه ي هبوط انديشه جمعه 19 خرداد1385ساعت 10:54 به قلم شهاب
|
|
||
|
|
|
|
|
------------------------------------------------- یک دل نه هزار دل تماشایت کرد وقتی که نگاه خیس معنایت کرد توگم شده در هوای شعرم بودی این عاطفه ی قشنگ پیدایت کرد ! --------------------------------------------------- |
||
|
+
لحظه ي هبوط انديشه جمعه 19 اسفند1384ساعت 18:18 به قلم شهاب
|
|
||
|
|
|
|
|
یک سینه پر از قرار می خواهم و نیست ! آرامش بی شمار می خواهم و نیست ! اینجا دلم از زرد شدن می گیرد پیراهنی از بهار می خواهم و نیست ! |
||
|
+
لحظه ي هبوط انديشه جمعه 12 اسفند1384ساعت 18:49 به قلم شهاب
|
|
||
|
|
|
|
|
هرجمعه به شوقت نگرانیم ،بیا بی تاب ترین روح و روانیم ، بیا درکوچه ی انتظار با دست نیاز دلواپس روز امتحانیم ، بیا |
||
|
+
لحظه ي هبوط انديشه جمعه 5 اسفند1384ساعت 16:43 به قلم شهاب
|
|
||