به نام او که زینت بخش لحظه های زمینی ماست
سلام دوستان
لحظه هایتان پر از شور آسمان
امید آن دارم که در این لحظه های آغازین سال ، نفس هایتان سرشار از رایحه ی بهشت باشد .
در این فرصت آسمانی ، نگاه مهربانتان را به خواندن غزلی از آخرین سروده هایم دعوت می کنم . باشد که با نظرات مهربانتان همچنان همراه مرد اردیبهشت باشید .

یک قفس آواز ارغوان
احساس گنگ می چکد از پشت غارها
تا گم شدیم در خسی از اعتبارها
راه گریز نیست از این های و هوی شهر
ما را شکست جنگ قرار و مدارها
گاهی سکوت سهم نگاه شهید ماست
گاهی شکنجه های شب و نیش مارها
در حسرت بهار شکسته است قاب مهر
در حسرت شکفتن ماه قرارها
یک روز من اسیر خودش می شود ، اسیر !
سالی خموش در قفسی از غبارها
وقتی هدف شکستن بال پرنده هاست
باید گذشت از همه ی افتخارها
من مانده ام و بغض غریبی که بی صدا
می خواندم به آن سوی این گیرو دارها
من مانده ام و یک قفس آواز ارغوان
در حسرت رها شدن از عمق غارها
باید کمی برای خودم گل بیاورم
در لحظه ی پریدنم از این حصارها
*****
شاد باشید و سربلند
ارادتمند :
شهاب الدین رهنما ( مرد اردیبهشت )
فروردین ۸۸ رودسر
---------------------------------------------------------
خدمت دوستان عزیز می رسانم که نوشته ای را که در ابتدای این پست ارائه کرده بودم ، بنا به ضرورت در بخش نظرات همان پست مورد نظر ثبت کرده ام .
از دوستانی هم که در باب آن نوشته نظر دادند ، نهایت تشکر را به عمل می آورم .

