تبليغاتX
به کلبه ساده ي نوشته هايم خوش آمديد <   شهاب الدين رهنما   >                                                                                                 کي خواهي آمد؟! اي کسي که خبر سبزت درهمه جا پيچيده است...!...                                                                                                 دل اي دل ! بهار است فرداي شوق ..... بيا پر بزن تا تماشاي شوق..... در آن روزها بارش عاشقي است..... صدايي جز آواز خورشيد نيست ! ..... در آن روز ها آسمان است و من ..... شكوفايي جاودان است و من

مرد اردیبهشت - > مرد فریاد

مرد اردیبهشت

> مرد فریاد

2 )   امروز وقتی به بخش نظرات وبلاگ مراجعه کردم ، بازخوانی نوشته ای از اردیبهشت 86 را دیدم که دوست همراهم آستاره  زحمت یادآوری اش را کشیده بودند .

وقتی بعد از دوسال باری دیگر آن نوشته را خواندم ، باز هم دلم فشرده شد و باز هم دلم گرفت از تبعیض هایی که بیداد می کنند .

آستاره برایم نوشته اند :

 

 سلام
امیدوارم حالتان خوب باشد
راستش تو وبتون می چرخیدم دوباره و سه باره اردی بهشت 86 رو خوندم...

بترسیم از روزی که معلم عشق را در کنج اطاقش مدفون کند

و به جای تدریس محبت ، تدریس تبعیض کند ؟!

بترسیم از آن روز . . .

بترسیم از آن روز . . .

ما سکوت می کنیم چرا که دولت مردان ما . . . . .

اما خدای من آن سخن مشهور را چه کنم که به من می گوید : حق گرفتنی است و باید برای دریافت حقت بکوشی ؟! . . .


بکوشم ؟


نه ! نه ! نمی شود ! اگر در راه این کوشش جانم را از دست دادم چه کسی برای علیرضای من خوراکی خواهد خرید ؟


چه کسی محمد رضای من را برای ادامه ی تحصیل تا بالاترین مرحله تشویق خواهد کرد ؟

- چی ؟

- چه گفتی ؟

- مادرش ؟!


- نه ! نه ! هیچ کسی نمی تواند جای پدر را برای بچه ها پرکند ؟ . . .


- چه گفتی ؟


- اگر جانم رادر راه آرمان های مقدس و به دست آوردن حقم از دست بدهم ، در آینده از من تعریف خواهند کرد ؟ !


- نه بابا ! تو کجای کاری ؟ مگر هشت سال جوان های ما ، دوستان ما در راه مملکت و آرمانهای پاک خود شهید نشدند ؟ اما امروز می بینی که تنها حرف های توخالی در مراسم های شهدا زده می شود و به گونه ای رؤسای ادارات با نام شهدا بازی می کنند تا چند روزی بیشتر بر مسند قدرت باقی بمانند ؟! . . .


بگذار باقی سوز درونم را پنهان کنم و بگویم که :


ما معلم ها یاد گرفته ایم که صبور باشیم ؛ برای آرمان های اصیلمان بکوشیم ؛ باج به بیگانه ندهیم ؛ عاشق باشیم و به دانش آموزانمان درس عشق و راستی و امید دهیم  . . .

به خدا ما معلم هامون رو خیلی دوست داریم خیلی خیلی خیلی خیلی
این دوست داشتن رو کارمندای شرکت نفت کارمندای مخابرات کارمندای بانک و هیچکس هیچکس دیگه ای نمی فهمه

 

****

همراه ارجمندم آستاره

   از همراهی و همدلی شما خرسندم ، اما  با هر سلامتان حس می کنم وظیفه ام روز به روز سنگین تر می شود و به خودم نهیب می زنم که آهای مرداردیبهشت ! تو باید هر روز بهتر از دیروز باشی ، مبادا در بند بازهای گذرا اسیر شوی و دینت را به دنیا ببازی ، مواظب باش مرد اردیبهشت . . .

 

*****

+هبوط انديشه سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388...به قلم شهاب الدین رهنما |