آسما ن به من نگاه می کند !
من پر از ترانه ام
من پر از صدای جاودانه ام !
ابتدای هستی ام پر از صدا
انتهای هستی ام
با سکوت ممتد سپیده دم
می رسد زراه !
در شگفتم ای دریغ
لحظه های من
چه زود می روند !
لحظه های من
چه زود پیر می شوند !
در شگفتم ای دریغ
آخرین نگاه من
کی زراه می رسد ؟
کی دلم
پراز ترانه های ماه می شود ؟
در شگفتم ای دریغ
بعد ازاین
سال های سال
من
- این من همیشه منتظر -
در پی کدام سرنوشتی ام ؟ !
بعد از این
سال های سال
بعد از این
غصه های خفته در گلو
بعد از این
ترانه های سوخته
بعد از این همه نگاه اشتباه
بعد ازاین همه گناه
آسمان به من بگو
سرنوشت من چگونه است ؟
دوزخی
یا
بهشتی ام ؟
****



