...عصر مهربان
آسمان پر از آیه های توست
هر کجا روم جای پای توست
آخرین غزل می رسد ز راه ،
آخرین غزل ، ماجرای توست
با نگاه تر ، شکوه می کنم ،
از تویی که دل ، مبتلای توست
این همه چرا زخم می خورم
تا که گویمت ، دیده جای توست؟!
لحظه ی عروج ، می رسد سکوت
راه ر جعتم ، تا کجای توست ؟!
هر چه می دود ، دل در این مسیر
باز بینمش ، ابتدای توست
این همه سکوت ، در نگاه من
حاصل غم آشنای توست !
ای رسا ترین ، آیه ای بخوان
جان و دل پی ر بنّای توست
باز جمعه و ، اشتیاق تو ،
باز نغمه ای ، که برای توست !
باز جمعه و ، عصر مهربان
باز هم دلی ، در هوای توست
کی تو می رسی ، آفتاب من !
کوچه در پی آیه های توست !
+هبوط انديشه جمعه هجدهم فروردین 1385...به قلم شهاب الدین رهنما |


